close
تبلیغات در اینترنت
آناميسي ها
دنبال کردن مطالب از طریق فید RSS دنبال کردن مطالب از طریق تویتر

اطلاعات کاربری


عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آرشیو

خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


جستجو


love

لطفا ,

مزاحم نشوید !
.
.
.
.
.
" ما "
مشغول دوست داشتن یکدیگر هستیم !
.
.
عــــــــــــاشقتم عشقم

سری جدید عکس عاشقانه و متن عاشقانه 2015

  زمانی عاشقی ومیتونی ادعا کنی عشقت واقعیه که رهاش کنی…در قفس رو باز کنی و بزاری پرنده ی

قشنگت پرواز کنه…آزاد،آزاد…بزار اونقدر بره که تو انتهای آسمون ببینیش…مطمئن باش اگه دلش عاشق باشه

وبرگشتنی باشه، برمیگرده …اما اگه بر نگشت…بسپرش دست خدا…بذار اونقدر پرواز کنه تا به اون جایی که

میخواد برسه. به همون جایی که دل کوچیکش شاد باشه واحساس سعادت کنه و تو رو تو رویات خوشحال

کنه.

کارت پستال عاشقانه

چه با قاطعیت حکم میدهی که “حواست رو جمع کن”

و من میمانم که چطور جمعش کنم وقتی تمامش پیش توست !

 

کارت پستال عاشقانه

پِـلِی چَن تا موزیـڪ تِـڪراریُ هِی تِـڪرارُ تِـڪرارُ تِـڪرار .


مِثِ نَبـودَن اونایی ڪه دوسِشون داریُ …


פֿـوب میدونی بَرگَشتَنی دَرڪارنیس .

 

کارت پستال عاشقانه

هیچے نیستَم
حَتے اونقدَر 'مرد' نیستَم
ڪِھ عاشِقمَ بشے
امّا ڪاش میفَهمیدی
مَن دَر بَرابر 'هَرزھِ های' بے اِحساسِ این شَهر شُلوغ
فَقَط یھ " پسر " سادِھ ام …!!!

عاشقانه ها, جملکس های فلسفی

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

باور نمیکنم اینک بی توام

کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،

تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

در حسرت چشمهایت هستم ،

چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،

هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…

 

سری جدید عکس عاشقانه و متن عاشقانه 2015

به سلامتی پسری که

 وقتی عشقش ناراحته همه چی رو کنسل میکنه به عشقش میرسه !

سری جدید عکس عاشقانه و متن عاشقانه 2015

تو را به سبک خودم دوست دارم !

من دنباله روی عشق دیگران نیستم …

من برای تو نمی میرم تا لباس عزا تنت کنم ، نه !!

این دوست داشتنی احمقانه خواهد بود …

برایت زنده بمانم بهتر است …

هیچکس تو را مثل " من " دوست ندارد !

پس تو را مثل " من " دوست خواهم داشت ..

تو مجبور نیستی شعرهایم را دوست داشته باشی !

مجبور نیستی دعوا نکنی !!

مجبور نیستی همیشه لبخند بزنی !!!

مجبور نیستی که خودت را مجبور کنی مرا دوست داشته باشی

من دوست داشتنم را به تو ثابت نمی کنم …

همیشه حرف هایت را نمی پذیرم

قول نمی دهم هیچوقت فراموشی نگیرم

من حتی قول نمی دهم که هیچوقت روز تولدت را از یاد نبرم

تو مجبور نیستی باور کنی !!

اما باور نکردن تو از دوست داشتن من نمی کاهد …

این سبک من است !

و فقط من هستم که میتواند اینگونه تورا دوست داشته باشد …

من تو را به سبکی خاص ،

به سبک خودم دوست دارم ..

عاشقانه ها, جملکس های عاشقانه

یادمه وقتـــــــــی بچه بودم

بعضی وقت ها بابامو نگاه میـــــکردم که ساعت ها با دست

مشغول جمع کردن آشـــــــغالای ریزی بود

که روی فـــــــرش ریخته بود

من حسابی به این کـــــــــارش میخندیدم چـــــــــون ما هم جـــــــارو داشتیم

هم جارو برقــــــــی

تا ……..چند وقت پیــــــــش داشتم با خودم

فکر میکردم که چجــــــــــوری مشکلاتمو حل کنم

یهو یه خــــــودم اومدم دیدم

که یه عالمه آشغال از روی فرش جـــــــــلوی خودم جمع کردم

متن عاشقانه, عاشقانه ها

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

باور نمیکنم اینک بی توام

کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،

تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…

کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

در حسرت چشمهایت هستم ،

چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،

هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…

سری جدید عکس عاشقانه و متن عاشقانه 2015

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻰ ﺑﻰ ﺳﻮﺍﺩﻯ ﮐﻪ ﻣﻴﮕﻔﺖ : ﻋﺸﻖ ﭼﻬﺎﺭ ﺣﺮﻓﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺨﺮﺵ ﮐﺮﺩﻥ …. ﻭﻟﻰ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ :
( ﺭ ﻑ ﻯ ﻕ )
ﻳﻌﻨﻰ عــــــــــــــــــــــشـــــــــــــقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 


متن هاي عاشقانه + عكس

love-dast.jpg

تکیه گاهم باش!
 
میخواهم سنگینی نگاه این مردم حسود شهر را
 
توهم حس کنی
 
این مردم نمیتوانند ببینند
 
دستهایمان تا این اندازه به هم می ایند!

 

doseshdari.jpg

اجازه هست در این ارامش دریا حرف دل را ، از دلم بیرون کنم !!!

عشق من پس گوش کن :

حس عجیبیه : عمرمن

وقتی میفهمی عاشق شدی . . .

وقتی میفهمی بهش دلبسته شدی و دلت نمیخواد از این دلبستگی دل بکنی .

حس عجیبیه :مهربان من

وقتی دلت میخواد بخاطر هر کاری ازش اجازه بگیری و از کوچیکترین کاراش باخبر باشی.

حس عجیبیه : قلب من

وقتی با دو دقیقه دیر جواب دادنش تو دلت نگرانی موج میزنه. . .

اگه کسی غیرطبیعی بهش نگاه کنه غیرتی میشی و آتیش میگیری،

روزی که میبینیش دلت از خدا میخواد که زمان رو همونجا متوقف کنه و وقتی مجبوری ازش

خداحافظی کنی،

خیلی زود دلت براش تنگ میشه انگارسالهاست که ندیدیش. . .

حس عجیبیه : نفس من

قتی نسبت به تموم وجودش حریصی و تمومشو مال خودت میدونی. . .

خيلی عجیبه وقتی حاضر نیستی این حسو با تموم دنیا عوض کنی . . .

چون دوسش داری قد یه دنیا . . .

love-donya.jpg

اینم یه حرفیه!!!

دل نوشته های من no.2

دل نوشته های من no.1

آرامش یعنی...

تست روانشناسی

مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
لطفا رمز را وارد کنید

چگونه با افکار منفی خود مبارزه کنم؟

سوال:

مشکل من اینه که جدیدا افکار خودم رو نمی تونم خوب کنترل کنم. زمانی من به عنوان یک فرد مثبت اندیش و توانا در خانواده مطرح بودم اما الان (کمی مشکلات و فشار زندگیم زیاد شده) کمی زود خسته می شم و اونوقته که دیگه نمی تونم جلو افکار منفی رو بگیرم. یک آن متوجه می شم که دارم به چه چیزهای عجیب غریب فکر می کنم.

باید چی کار کنم که مثبت اندیشی برگرده تو ذهنم؟

خواهش می کنم کمکم کنید.

خیلی ممنون از شما



من بارها شده که با یک اتفاق کوچک آنقدر به آن فکر کردم که به قول معروف از کاه کوه ساختنم، بگذارید مثالی بزنم: یک ماشین به صورت نابجا برای ما بوق می زند. برای لحظه ای عصبانی می شویم و با خود می گوییم عجب آدم مزخرفی است. تحت تاثیر عصابانیتمان واکنشی نشان می دهیم و در جواب واکنش ما او عکس العملی نشان می دهد. او رد می شود و می رود ولی ما هنوز به افکار منفی خود غوطه وریم. در ذهن خود با او گلاویز می شویم، با مشت به سر او می زنیم، به زمین می افتد و بیهوش می شود. فکر اینکه نکند او را به قتل رسانیده باشیم تنمان را می لرزاند و یک مرتبه به خود می آییم و می بینیم اینها فقط افکار منفی ما بودند و البته فرد مزاحم الان رفته است. به عبارتی دیگر یک عمل کلید ماشه یک سلسه از افکار اتوماتیک منفی را می کشد. البته چنین وقتی یک مسئله ریاضی را که در آستانه امتحان دادن آن هستیم بلد نیستیم پیش خود می گوییم کارم تمام است این درس را افتضاح کردم و بعد هم سلسه افکار اتوماتیک بعدی: آبروم جلو همه میره!، همه به چشم یک خنگ نگاهم می کنم، هیچی دیگه بدبخت می شم… و بعد ناگهان احساس می کنید عرق کرده اید. احساس اضطراب می کنید و از اینکه به لحظه امتحان نزدیک شوید احساس بدی پیدا می کنید. در حالی که شما فقط و فقط یک مسئله را بلد نبودید و آنچه شما را نگران کرده خیلی بیشتر از آن چیزی است که واقعا وجود دارد. و من فکر می کنم آنقدر همه ما این گفتگوهای درونی را بارها و بارها تجربه کرده ایم که نیاز به مثال های بیشتری نیست.

ولی حالا ببینیم چه راه حل هایی برای این مشکل وجود دارد:

۱- خودآگاهی: دستتان به فنجان می خود. چای روی زمین می ریزد و شما احساس شرمندگی و خشم می کنید. واقعا آن لحظه در ذهن شما چه گذشت؟ شاید همین که چای ریخت پیش خودتان گفتید: اه، باز این چای رو نباید اینجا می گذاشت و بعد هم سلسله افکارتان ادامه پیدا می کند: آخه من بهش چی بگم؟ از دستش خسته شدم. همش بی دقتی، این هم شد شانس؟ واقعا که بدبختم. و حالا به شدت از دست او که شاید هم اصلا خطایی نکرده است عصبانی می شوید. خب حالا اگر خودآگاهی داشته باشید و بدانید که این فرآیند سلسله وار است که بهمن وار هرچه ادامه می یابد سنگین تر و حتی غیر منتطقی تر می شود باعث می شود طبیعتا جلو اثرات زیاد آن گرفته شده و فقط شما در حد همان ریختن و کثیف شدن فرش از این اتفاق ناراحت می شوید که البته آنقدر زیاد نخواهد بود. پس همین که بدانیم در ذهن ما چه می گذرد خود به خود حتی اگر کار زیادی هم برای توقف آن نکنیم به کاهش اثرات آن منجر می شود پیش همین دانستن خودش قدم بزرگی است.

۲- زنجیره افکار اتوماتیک را در اولین فرصت پاره کنید: کمک بزرگی است که در اولین لحظه حضور ذهنمان در این فرآیند سلسله وار گفتمان درونی آن را قطع کنیم. دوست صمیمی مان سرزنش می کند که چرا به او سر جلسه امتحان تقلب نرسانده ایم و ما هم تحت تاثیر انتقاد او ناراحت شده و پیش خود می گوییم عجب آدم بی ملاحظه ای! می خواهد آبروی مرا ببره. همش توقعات زیادی دارد. آخه خودش مگر واسه من چی کار کرد؟ واقعا که! ما هم عجب دوستانی داریم و… بسته به اینکه این سلسه افکار را با چه شدتی و تا کجا ادامه دهید ممکن است آنقدر عصبانی و آزرده خاطر شوید که تصمیم بگیرید برای همیشه (البته در آن لحظه) با او قطع ارتباط کنید. در حالی که در همان لحظه اول یعنی بعد از انتقاد او این مکالمه درونی را قطع می کردید یا اصلا عصبانی نمی شدید و یا شدت آن بسیار کم بود.

۳- افکار اتوماتیک منفی خود که در طول روز تولید شده است را یادداشت کنید: شاید بگویید چرا یادداشت کنم؟ همین که می فهمم در مغزم چه می گذرد کافی است. ولی باید بدانید که طی تحقیقاتی که انجام گرفته است نوشتن اثرات بسیار عمیقی در سیستم عصبی ما دارد. نوشتن افکار اتوماتیک باعث می شود تا جزئی ترین افکار پنهان یا برق آسایی که از ذهن ما می گذرد را شکار کنید. واقعیت آن است که افکار اتوماتیک آنقدر برق آسا هستند که کشف آن ها تقریبا در لحظه واقعه بسیار مشکل است و باید در فرصت مناسب مثلا هر شب در آرامش چشمان خود را ببندید و آن واقعه را مثلا بی محلی دوستتان به شما و یا ترس تان از امتحان و یا جر و بحثتان با همسایه را در ذهن تان مرور کنید و ببینید در آن لحظه به خودتان چه گفتید؟ چه چیزی را تصور کردید و چه فکری از ذهنتان گذشت؟ و آن را لحظه به لحظه بنویسید. شاید این زنجیره حتی به بیست و بیشتر از افکار اتوماتیک منفی منجر شود. من خودم شخصا بعضی مواقع توانسته ام این زنجیره را به دو صفحه پشت سر هم تصور کرده و یادداشت کنم. پیشنهاد می کنم اگر این کار را می کنید سعی نمایید جلو هر فکر جای خالی بگذارید تا بعدا فکر مثبت جایگزین را هم جلو آن بنویسید.

۴- مثل یک وکیل مدافع باشید: حالا جلو هر فکر یک فکر مثبت یادداشت کنید. فکر کنید که یک وکیل مدافع هستید که باید از کسی (که اینجا خودتان هستید) دفاع کنید. برای مثلا جلو فکر منفی که می گوید: “عجب آدم بی ملاحظه ای” بگویید: “به نظر می رسد کمی عصبانی است، احتمالا این موضوع ناراحتش کرده. در هر حال اتفاقا من دیده ام که چقدر هم مواظب رفتارش هست،” و یا بگویید “شاید رفتارش کمی بی ملاحظه باشد و واقعا اینقدر زیاد نیست”

خب آنچه که برای کنترل افکار خدمتتان گفتم در حقیقت یک روشی است به نام شناخت درمانی که چند کتاب بسیار جالب در مورد آن منتشر شده است که لیستی از سه مورد که خودم مطالعه کردم برایتان در پایان نوشته برایتان آورده ام. امیدوارم نگاهتان نسبت به کنترل افکارتان عمیق تر شده باشد.

۱- روانشناسی افسردگی (دکتر برنز – مترجم: قره چه داغی)

۲- از حال بد به حال خوب (دکتر برنز – مترجم: قره چه داغی)

۳- عشق هرگز کافی نیست ( دکتر برنز – مترجم:قره چه داغی)

کاریکاتور های مفهومی و بسیار دیدنی

 

 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكيبا باشيد

کاریکاتور های مفهومی و بسیار دیدنی

 

در حاشیه حمله فیسبوکی به صفحه مسی

در حاشیه حمله فیسبوکی به صفحه مسی ....

 

کاریکاتور های با مفهوم

کاریکاتور های با مفهوم

 

 

کاریکاتور زیبا

 

کاریکاتور جنگ

کاریکاتور جنگ

 

کاریکاتور فهم

کاریکاتور فهم

 

کاریکاتور شنود

کاریکاتور شنود

 

کاریکاتور تبانی در فوتبال

کاریکاتور تبانی در فوتبال

 

تفاوت نسل ها

تفاوت نسل ها

 

کاریکاتور انتقام !

کاریکاتور انتقام !

 

کاریکاتور بیداری ذهن

کاریکاتور بیداری ذهن

 برای دیدن باقی کاریکاتور ها به ادامه مطلب بروید

خنده بازار


 

ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﻭﻗــﺖ ﺯﺷﺖ ﻧﺒﺎﺷﻪ
ﻣﻦ ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﺨﻮﺭﺩﻡ …!!

 

.

.

.

 

زنه اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی

یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه ؟

گفته خوبه ، از همین یه سالمشو بدین !

 

.

.

.

 

شما هم برای تخمین سردی یا گرمی چایی ای که برای مهمون میبرید

انگشت میزنید توش ؟ یا فقط من اینجوریم !؟

 

.

.

.

 

یکی نوشته بود :

چقدر شیرینه وسط sms شبانه خوابت ببره ، صبح بلند شی ببینی نوشته :

قربون عشقم برم که خوابش برده!

منم یه شب وسط sms بازی خوابم برد

صبح بلند شدم دیدم نوشته : مُــــــــردی ؟

 

.

.

.

 

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ :

ﻧﻨﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺮﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ﻋﻤﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺘﻮ ﺑﺎ ﺧﺮﯾﺪ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺷﺎﺩ ﮐﻦ :))

 

.

.

.

 

دقت کردین ؟

این تیکه های دستمال توالت حد وسط نداره ؟

یدونش کمه دو تاش زیاد :|

 

.

.

.

 

تو خونه ی ما همیشه من “در” بودم و داداشم “دیوار”

چون همیشه به من زدن که اون بشنوه !

 

.

.

.

 

از بس این خانوما عمل زیبایی بینی و گونه و لب و… انجام دادن

هر چی مامان تو خیابون میبینیم مثل سیندرلا ست

تنها مشکل اینه که بچه ها عین سمندون میمونن !

 

.

.

.

 

ساده که باشی

ته دیگ ماکارانیت را می‌خورند می‌گویند چرب است تو نخور !

 

.

.

.

 

پسر عمم رفته سربازی افتاده راهنمایی رانندگی‌

روز دوم گفتن بازداشت شده، گفتیم چرا؟

گفتن به تشخیص خودش خیابون لاله زار رو دو طرفه کرده :))

 

برای دیدن بقیه خنده بازار به ادامه مطلب بروید...

سخنان گرانبهای تصویری

سخنان گرانبهای تصویری


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Image را انتخاب کنید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

صفحات وبلاگ

تعداد صفحات : 14


آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 134
کل نظرات : 47


آمار کاربران
افراد آنلاین : 2
تعداد اعضا : 78

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 12
باردید دیروز : 51
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 253
بازدید ماه : 1,045
بازدید سال : 16,274
بازدید کلی : 82,150

کدهای اختصاصی

پشتیبانی

RSS


Powered By
Rozblog.Com

Translate : Tem98.Ir

لینکدونی

از ما حمایت کنید
به anamisiha1 امتیاز دهید